|
شمع
وجود تراب
سلطانپور
نويسنده
کتاب های خشم
و نفرت خمسه
خبيثه
نامهای
ننگين و
سردبير
نشريات
بختيار و
آهنگ سياسی
که قلم تند
وتيز و بی
پروايش هيچ
کس را در امان
نميگذاشت در
بيست و پنج
ژولای در
بيمارستانی
در پاريس
خاموش شد و بر
اساس وصيتش
در بيست و نهم
ژولای جسمش
در پر لاشز
پاريس
سوزانده شد
تراب
سلطانپور
نويسنده بی
پروا سردبير
نشريه
بختيار در
ايران و
نشريه آهنگ
سياسی در
پاريس بود
تراب
سلطانپور در
هجده سالگی
در پی درج
مقاله ای در
تمجيد از رضا
شاه آنهم در
هنگامه ای که
هيچ کس از وی
به نيکی ياد
نميکرد به
دربار دعوت و
مورد توجه و
مهر محمد رضا
شاه قرار
گرفت
اين ديدار
نقش مهمی در
شخصيت و
فردای سياسی
تراب
سلطانپور
داشت
زيرا وی پی
ميبرد که
علرغم نظر
شاه
دولتمردان
يا رضا شاه را
به فراموشی
سپرده اند و
يا از او به
نيکی ياد
نميکنند پی
بردن به اين
مسئله روحيه
گستاخی و
شجاعت و بی
پروائی را در
روح و روان
تراب
سلطانپور
تقويت ميکند
و او جز
پادشاه
حريمی
نميشناسد و
کمتر کسی از
نيش قلم او در
امان می ماند
همه اينها
موجب ميشود
تا بسياری از
دولتمردان
نيز دشمن
تراب
سلطانپور
شده و او را بد
دهن و فحاش
بنامند اما
اکثر همين
افراد که
مورد افشا و
انتقاد تراب
سلطانپور
بودند تا دو
روز پيش از
مرگش همواره
به او کمک
مالی نموده و
در مکالمات
تلفنی با او
با حترام سخن
ميگفتند تراب
سلطانپور
وصيت کرده
است که باز
چاپ و تکثير
تمامی آثار
او از جمله
کتابها
نشريات
مقالات و
مصاحبه های
راديو و
تلويزيونی
وی توسط هر
شخص و گروهی
نه اينکه
بلامانع
بلکه يک
وظيفه ملی می
باشد تراب
سلطانپور
شايد تنها
کسی بود که با
شناخت کامل
استعمار پير
انگليس تا
آخرين لحظه
زندگی و بر
روی تخت
بيمارستان
از افشای آن و
نبرد با
انگليس غافل
نشد و بسياری
از
زمامداران
زمان شاه و
ملايان حاکم
بر ايران را
سرسپردها و
يا عروسکان
در دست
استعمار
انگليس می
دانست تراب
سلطانپور بر
اين باور بود
که مقامات
تبعيدی
دوران محمد
رضا شاه و
حاکمان
امروز و
دزدان منابع
و منافع ملت
ايران اگر
چند دلاری از
ثروتهای باد
آورده را
هزينه
مبارزات ضد
استعماری وی
کنند ايرادی
ندارد تراب
سلطانپور با
اينکه از
تاختن به
بتها و
شخصيتها
باکی نداشت
دشمنان قسم
خورده وی از
نخست وزير
سناتور وزير
سفير
نماينده
مجلس و حتی
رهبران
جمهوری
اسلامی و
رئيس جمهور
تبعيدی آن
هميشه با او
برخورد
محترمانه
داشتند و
بارها من
شاهد سخنهای
تلفنی آنها
بودم و بارها
شخص تراب
سلطانپور
نامه ها
وپيامهای
صوتی اين
شخصيتها را
به آگاهی من
ميرساند که
همه به او
احترام
ميگذاشتند
هرچند مثلا
همين ديروز
تراب
سلطانپور
مطلبی در نقد
آنها نوشته
بود تراب
سلطانپور بر
اين باور بود
که چون همه
اينها نقاط
ضعفی و نکته
های مشکوکی
در زندگی
سياسی خود
دارند از وی
که لقب
دادستان
مطبوعات را
گرفته بود
وحشت دارند
سياوش
اوستا
|