|
خطبه
عقد و ازدواج
بزبان عربی
توهين بزرگی
به شخصيت زن
ميباشد که بر
اثر عدم
آگاهی و
آُشنايی ما
بزبان عربی
سالهاست
مورد
استفاده
قرار گرفته
است
در پی تازش
تازيان به
ايران پس از
وفات پيامبر
اسلام
دختران و
زنان ما
بعنوان
غنيمت جنگی و
با نام کنيز و
با توجيه
قرآنی ما
ملکت
ايمانکم
مورد تجاوز
اعراب قرار
ميگرفته اند
و پس از
استفاده
نخست خودشان
آن عزيزان را
به عقد
ديگران در می
آورده اند با
دريافت وجهی
که تعيين
مبلغ در
ازدواج نيز
از همين شيوه
بد تازی آمده
است
بدين رو در
خطبه عقد
تازی از دو
واژه انکحتک
و زوجتک
استفاده
ميشود که
انکحت از نکح
می آيد و نکح
يعنی گاوی و
يا شتری سوار
شتر ديگری
شدن و با او
کار جنسی
انجام داد
و آنگاه که
ملا ميگويد
انکحتک و
زوجتک
لموکلی يعنی
من چنين کاری
را بوکالت
موکلم انجام
دادم زيرا
واژه زوج نيز
يعنی جفت شدن
و آن کار را
انجام دادن
من که امروز
ميخواهم اين
مسئله را
بنويسم و شرح
بدهم شرمنده
ام و
نميتوانم
بيش از اين
اين مسئله را
باز کنم حالا
شما در نظر
بگيريد که
چهارده قرن
است پدران و
مادران ما را
با اين واژه
های توهين
آميز عقد
کرده اند
اصلا چرا
بايد در
بهترين لحظه
زندگی يک زن و
مرد از واژه
های زشت جفت
شدن و سوار هم
شدن استفاده
کرد آنهم کسی
ديگر اين کار
را بوکالت
انجام بدهد
برای
جاودان
نمودن
جشنهای
عروسی و
شادمانی
خود و
فرزندانتان
از دفترچه
های زيبای
پيمان
پيوند
زناشويی
بسبک
آريايی به
زبانهای
پارسی،
انگليسی،
آلمانی و
يا فرانسوی
استفاده
نماييد در
صورت امکان
«سياوش
اوستا» و يا
ياران
فرهيخته اش
در سراسر
جهان در
جشنهای شما
حضور
خواهند
داشت
نمونه
پيمان نامه
خويشاوندی
بسبک
آريائی به
بزبانهای پارسی
فرانسوی
انگليسی
و آلمانی
که در جلد
های چرمی
بسيار زيبا
و نفيس
يادگار
جاودان
خانواده
شما در طول
تاريخ
خواهد بود
برای ديدن
هريک روی
زبان آن
کليک کنيد 1
2 3
4
www.awesta.net
پاريس 95 59 89 42 00331
نامهاي
تازي ميان
ايرانيان
آماري
كه اخير در
ايران منتشر
شده است
كتابهاي
تاريخي كه در
ايران چاپ و
پخش ميشود
حدود 40 درصد
از بازار
كتاب را به
خود اختصاص
داده است.
يعني
ايرانيان
توجه بسيار
بالا و بزرگي
به تاريخ و
پيشينه و
گذشته خود
داشته و
جستجوگر
شناخت گذشته
خود ميباشند!
هرچند
در سالهاي
نخست انقلاب
كتابهاي
ديني و بويژه
اسلامي
خريداران
بسياري داشت
و پس ا زچندي
دهها سازمان
و تشكيلات
ديني و دولتي
هزاران هزار
كتاب را از
تاريخ اسلام
و غيره چاپ
كرده و بطور
رايگان در
اختيار مردم
داخل وخارج
از كشور
قراردادند،
اما خيلي زود
مردم بسوي
تاريخ گذشته
خود روي
آورده و
كتابخواني
باستاني!!
رايج شد! جدا
از
كتابخواني
باستاني،
كتابهاي
بسياري از
تاريخ و
تحليل و نقد و
تفسير مسائل
اسلامي
بودند از
زبانهاي
ديگر بويژه
عربي ترجمه
شد كه نسبت به
جو صددرصد
شيعي سالهاي
قبل مردم با
افكار و آراء
مختلفي
دررابطه با
اسلام نيز
آشنا شدند.
همراه
و همزمان با
اين توجه
ويژه به
تاريخ كهن،
ايراني
انديشيدن و
نام ايراني
برگزيدن نيز
از سالهاي 60
در ايران رشد
كرد. بگونهاي
كه اينك حدود
45 درصد
نامهايي كه
هموطنانمان
در داخل كشور
براي
فرزندان خود
انتخاب
ميكنند
صددرصد
ايراني است.
ودرصد
نامهاي
ايراني
درخارج از
كشور به 65
درصد ميرسد!
بالارفتن
رشد فكري
مردمان ما طي
اين سالهاي
اخير و تحميل
فراگيري
زبان عربي در
مدارس
جمهوري
اسلامي موجب
شد تا
هموطنان ما
به ريشه و
معني برخي از
نامهاي
غيرايراني
پيبرده
وتلاش كنند
تا هر چه
بيشتر از
نامهاي زيبا
وپرمعناي
ايراني بهره
ببرند و
واقعاً طي
قرنها
نياكان ما
بخاطر آگاه
نبودن از
معنيهاي
برخي از
نامها، شايد
ستمي تاريخي
به فرزندان
خود ميكردهاند.
البته چون
زبان عربي
زبان مادري
مردم ما
نبوده است و
هجوم بيگانه
موجب شده بود
تاخودآگاه
برخي از واژهها
و نامهاي
نادرست بر
تاريخ و
فرهنگ و
جوامع و
خانوادههاي
ما تحميل شود!
مثلاً
غلام نامي
است
و يا شايد
بهتر باشد
بگوييم
پيشوند برخي
از نامهايي
است كه هرگز
در زبان عربي
از آن
استفاده نمي
شود. اما
غلامعلي و
غلامحسين و
غيره درميان
ما ايرانيان
بسيار رايج
بوده است!
من
بسياري از
كشورهاي
عربي را گشتهام!!
دوستان
بسياري دارم
كه از
كشورهاي
عربي هستند و
هرگز يك عنصر
عرب را نديدهام
كه اورا غلام
بنامند!
و اين بدين
خاطر است كه
اعراب معني
غلام را ميدانند
و ما
نميدانستهايم.
غلام از ريشه
غلم ميآيد
كه به معناي
بهرهوري
جنسي است! و
غلام به
پسربچههايي
ميگفتند كه
اعراب از
آنها
استفاده
جنسي مينمودهاند!
بغلط به ما
گفتهبودند
كه غلام يعني
نوكر وبرده و
بنده!
درصورتيكه
درزبان
عربي، عبد
ميشود برده و
نوكر را خادم
ميگويند!
غلام وكنيز
همطراز و
همراهند!!
از كنيزان
نيز بهره
جنسي وخانگي
ميبردهاند
و از غلام بچه
ها نيز!!
بسياري
از نامهاي
عربي كه
درميان ما
ايرانيان
رايج است
درميان
اعراب اصيل (عربستان
سعودي،
كشورهاي
خليج فارس..)
ابداً
متداول نيست!
هرچند امكان
دارد كه اين
نامها
درميان
شيعيان مورد
استفاده
قرار بگيرد.
آنهم بعنوان
عشق وتعصب
ويژهاي كه
نسبت به برخي
از شخصيتهاي
تاريخ اسلام
داشته و
دارند. اما
بدون شك اگر
پدرومادري
باريشه
اين گونه
نامها
ومعناي آنها
آشنايي
ميداشتهاند
هرگز نامهاي
نازيبا را
بعشق
شخصيتهاي
تاريخي
برروي
فرزندان خود
نمينهادند.
با
هم به معني
چندنام
نگاهي مياندازيم
كه نتيجه
سالها پژوهش
و كنكاش ميباشد:
ام
كلثوم: ام
يعني مادر و
كلثوم به
فرزند خيكي و
چاق اطلاق
ميشود
حفصه:
هسته خرما و
يا زن سياه و
زشت
خديجه:
به سقط جنين
شتر ميگويند
بتول:
زني كه هوس
مرد و
همخوابگي
دارد
سميه:
از سم مي آيد و
به اندازه
زهري كه در
چيزي باشد
ميگويند.
سكينه:
كه مسكين نيز
با اين نام هم
خانواده ميباشد.
به بانوي گدا
و خوار و
بيچاره
ميگويند
رقيه:
كه از ريشه رق
ميآيد، به
معناي افسون
و جادو و
نيرنگ است.
عذرا:
به هرآن چيزي
كه سوراخ
نشده باشد
ميگويند.
فاطمه:
از فطم ميآيد
و به بچه شتر
ماده از
شيرگرفتهشدهاي
ميگويند.
جعفر:
ماده شتري كه
شير بسيار
داشته باشد.
ذبيح:
به
هرچارپايي
كه گلويش را
ببرند
ميگويند. ذبح
شده يعني گلو
بريده
باقر:
كه از
خانواده
بقره ميباشد
به گاو نر چاق
ميگويند و
اعراب جاهلي
به كسي كه
خيلي چيز ميفهميده
است نيز
ميگفته.
باقرالعلوم
يعني طرف
همچون گاو
چيز ميداند.
عباس:
از عبس ميآيد
به معناي
اخمو،
ترشرو،
ترسناك و
بدخود
عثمان:
بچه مار
كاظم:
از كظم ميآيد
و به معناي
لال بودن،
گنگ و بيزبان
و خاموش
هاشم:
به نان فروش
دورهگرد ميگفته
اند!
حيدر:
اين نام
مخلوطي است
از عربي و
پارسي، حي
يعني زنده و
در يعني
دريدن! حيدر
به كسي گفته
اند كه
انسانها را
زنده زنده
پاره ميكرده
است.
صغري:
كوچك و پست و
اصغر نيز از
همين
خانواده و
ريشه صغرا
است. به معناي
كوچكتر!
سيد و
سيدي آقا
و
آقايي
البته
نامهاي
ديگري چون
كلب علي،
كلبحسين و
غيره نيز
رايج بوده
است كه كلب
يعني سگ و كلب
علي يعني سگ
علي و سك حسين
و غيره. اينها
نمونه اندكي
بود ازمعني
برخي از
نامهاي تازي
كه درميان ما
ايرانيان
قرنها رايج
است. ما كمتر
از معني آنها
آگاه بوده
ايم و كلاً
اين گونه
نامها نوعي
توهين
وتحقير بوده
است براي
هرعنصر
ايراني
همچنانكه
درقرنهاي
نخست هجوم
تازيان به
ايران، ما را
برده و موالي
ميخواندند و
خودشان را
مولا! و
براساس همين
تفكر و
انديشه
بودكه
نامهاي
نازيباي
عربي را نيز
برما تحميل
كردند!
همچنانكه با
رايج نمودن
واژه و لقب و
يا عنوان آقا
كه عربي آن
ميشود سيد!! به
طور غلط به ما
فهماندند كه
سيد بودن
يعني نواده
پيامبر
اسلام بودن!
يك پنجم
درآمد هر
ايراني نيز
در بست بايد
دراختيار
تازيان قرار
بگيرد و چون
سيد بودن يك
برتري
اجتماعي و
اقتصادي را
از آن دارنده
اين عنوان
ميكرد،
تعداد سيدها
نيز در تاريخ
ما فراوان شد
و تا به امروز
برجاي مانده
است. وكلاً
نوعي تبعيض
اجتماعي
ميان تازي و
ايراني
برعنصر
آزاده
ايراني
تحميل شده
است! دررابطه
با نادرست
بودن نسبت
اين همه
سيدها با
پيامبر
اسلام و
نوادگان
دختري ايشان (فرزندان
فاطمه)
اخيراً در
ايران
تحقيقاتي
بعمل امده
است كه دفتر
ولايت فقيه
از انتشار آن
جلوگيري
نموده است.
در
اين پژوهش
آمده است كه
كلاً پيامبر
اسلام پسري
نداشت كه
بعنوان وارث
ايشان تداوم
بخش نسل
ايشان باشد!
خانم فاطمه
همسر امام
علي مادر
امام حسين و
امام حسن
بودهاند.
امروزه از
تبار امام
حسن را
طباطبايي
ميخوانند و
از تبار امام
حسين را
حسيني، ثابت
شده ست كه
ريشه بسياري
از اين
خانوادهها
به مدينه و
فرزندان
فاطمه نميرسد.
درهمين
پژوهش و
تحقيق
تاريخي آمده
است كه
سيدهاي
بسياري
باعنوان
موسوي هستند
كه گفته
ميشود
نوادگان
امام موسي
كاظم ميباشند.
چنانچه
درتاريخ
آمده است و
همه مورخين
نيز آنرا
گواهي كردهاند،
امام موسي
هرگز همسري
دائمي و عقدي
نداشته است.
زيرا ايشان
از جواني به
زندان رفته
است و
درزندان نيز
چشم از جهان
فروبسته است.
در
اين پژوهش
آمده است كه
بسياري از
ثروتمندان و
روساي قبايل
و زورمندان
وفرماندهان
سپاه خود را
سيد خوانده
گواهينامههايي
را نيز تدوين
نمودهاند
تا اولاً از
موالي بودن
به مولا شدن
ترقي پيدا
كنند و هم از
عدم پرداخت
خمس كه يك
پنجم درآمد
بوده است
بهرهمند
شوند و از آن
سو يك پنجم
درآمد ديگر
ايرانيان را
نيز از آن خود
سازند.
سخنان
كوتاه، چرا غ
راه « اين
وصيت من است!»
ا
زسياو ش
اوستا
-
اهورامزدا
خداي دانا،
توانا و
مهربان
انسان است.
-
آري
معمار بزرگ
هستي « خداوند»
« اهورمزدا» و ..
وجود دارد،
اما فراتر و
يا فروتر از
آن هرچه
بگويند
دكاني براي
كاسبي و يا
افسانهاي
بيش نيست!
-
اهورامزدا
نه اهريمن را
آفريده
است ونه آتش
جهنمي را
براي ما
فراهم آورده
است.
-
تمامي كتب
وگفتههاي
ديني جهان را
به سه سخن:
نيكي
در پندار،
گفتار و
كردار نيك
بفروش.
-
هستي را با
خرد بنگر و
خدا را با دل.
-
بزرگترين
سرفرازي
باور به
خداوند است.
-
خداوند
هيچ نيازي به
انسان ندارد.
-
انسان
ازنگاه
رواني
نيازمند
خداوند است.
-
خداوند
بزرگ اوستا،
شكنجه گر
نيست.
-
مشورت با
بانوان نيكو
است.
-
هرنسلي
آگاهتر از
نسل پيش است.
-
دشمن دانا
ا زدوست
نادان
بهتراست.
-
تن را با
ورزش و روان
را با دانش
پرورش دهيد.
-
نابخردان
خودرا
داناترين و
بزرگترين و
برترينها
ميدانند.
-
راستي با
ياران دوستي
را پايدار
ميكند.
-
مهرورزي
دل و روان را
شاد ميكند.
-
با مردم
نيكي به
اندازه
تا بدهكار
نشوي.
-
خردمندان
خودرا در
برابر هستي و
ناشناختههايش
كوچك
ميدانند.
-
بدون
برنامه روز
را شب نمودن
كشتن زمان و
عمر است.
-
دشمن دوست
نما چنان كند
كه هيچ دشمني
نكند.
-
نصيحت
دشمن را
مپذير اما
بخوبي گوش كن!
-
خردمندان
نميجنگند!
گفتگو
ميكنند!
-
گفتگو
نمودن با
رقيب
و دشمن برتر
از جنگيدن
است.
-
عشق به
هركس! عيب آن
كس را
ميپوشاند!
-
از خداوند
خردمندي و
تندرستي
بخواهيم!
-
وجدان ما
دادگاه و
دوزخ ماست.
-
ميان خدا و
انسان هيچ
واسطهاي
نيست.
-
خداوند
عادل آنست كه
در ميان
ميلياردها
انسان،كس
ويا كساني را
بعنوان
بهترين
برنگزيند.
-
خداوند
عادل آنست كه
درميان
زبانهاي
جهان، زبان
خاصي را
بعنوان
برترين
معرفي نكند!
-
خداوند
بيكار
وبازيگر
نيست تا براي
نشست و
برخاست و
روابط
خانوادگي
مردم مرتب
پيام و
بيانيه نازل
كند!
-
ايران در
زمان
هخامنشيان
بر بيش از 120
كشور جهان
حاكم بود.
-
مصر،
عربستان،
يمن از جمله
اين كشورها
بودند.
-
كعبه
آتشكده ايست
بنام خانه
كيوان كه
درزمان
هخامنشيان
بنا شده است.
-
كعبه
زرتشت درنقش
رستم كه شبيه
كعبه مكه «خانه
كيوان»
ميباشد
بهترين
نمونه
ايراني بودن
كعبه مكه
ميباشد.
خدا
با ماست!
پيروزي و
بهروزي با
ماست!
|