|
زگفتار و کردار و پندار نيک
فريدون فرخ فرهمند شد
خرد پيشگان نيز از راه او، برفتند
تا ديو در بند شد
از اين سه بجو راه جنات عدن
رهي کز عدن تا خداوند شد
( سياوش اوستا )
پاريس انتشارات هما ( همبستگي ملي ايرانيان )
از ميترا تا
محمد
نوشته سياوش اوستا( حسن عباسي )
چاپ اول : بهار 1364
چاپ دوم : تابستان 1365
چاپ سوم : بهار 1366
چاپ چهارم: زمستان 7016 آريائي-
ميترايي
چاپ پنجم : پائيز 7027
فهرست مطالب
سخن آغازين
.........................................................................صفحه
5
فيثاغورث شاگرد زردشت
................................................. صفحه 6
امام علي هوادار سه خليفه؟
........................................... صفحه 7
درخشش ايران در هزاره هاوتاريخ
هفت هزار ساله ايران
............................................................صفحه
9
آدم و
فرزندانش.....................................................................
صفحه 10
خداي ايراني، دانا و توانا خداي تازي، نادان و ناتوان.......
صفحه13
تمدن ايران در هنگامه آدم عريان و وحشي......................
صفحه 15
نه هزار سال تمدن دهداري و کشاورزي در ايران........... صفحه
16
هفت هزار سال تمدن خانه سازي در ايران........................
صفحه17
بشنو از افسانه نوين
آدم................................................ صفحه
18
سال آريائي ميترائي 7027 برابر با سال 1384 تازي.....صفحه 19
آئين ميترا اولين باور و آئين جهانگير ايراني...............
صفحه 23
چرا ميترا گاو نر را قرباني
ميکند؟................................... صفحه26
ظهورميترا از غار و فرود او از
کوه.................................. صفحه 26
آئين ميترا در سراسر
اروپا........................................ ..... صفحه 27
محراب اسلامي = مهرابه
پارسي.................................. ..... صفحه 28
مهدويت در
ميتراگرائي........................................................
صفحه 29
آئين
گيومرث.........................................................................
صفحه 30
آئين
زروان............................................................................
صفحه 31
آئين
زردشت..........................................................................
صفحه 33
بهشت و
جهنم.........................................................................
صفحه 35
مهدويت – پل صراط و جبرائيل در آئين زردشت........... صفحه 35
پل صراط
...............................................................................
صفحه 36
زردشت ضد طبقه
ديندار.....................................................
صفحه 36
زردشت حامي
زحمتکشان....................................................
صفحه 37
آئين
ماني................................................................................
صفحه 39
مزدک پيامبر
برابري..............................................................
صفحه 43
مردم هميشه چشم براه
ناجي............................................... صفحه 47
گداي شهر نگاه کن که مير مجلس شد!
............................... صفحه 51
جمع بندي اديان
پارسي........................................................
صفحه 53
پيدايش
اسلام..........................................................................
صفحه 55
باري دگر جهان در انتظار يک
ناجي.................................... صفحه 57
جنها به پيامبر اسلام مي
پيوندند........................................ صفحه 57
همکاري پيامبر اسلام با جن ها و نبرد با شعرا................
صفحه 59
خداپرستان عرب پيش از پيامبر
اسلام............................... صفحه 60
پيامبر اسلام سنتهاي جاهليت را مي
پذيرد....................... صفحه 62
بريدن دست
دزد......................................................................
صفحه63
پيامبر اسلام : بگوئيد خدائي نيست جز
خداي من و رستگار
شويد.....................................................
صفحه63
مدعيان پيامبري در هنگامه
محمد...................................... صفحه64
خرد در انديشه پيامبر
اسلام............................................ صفحه 65
« تشکل – تسليح – تحرير
»............................................. صفحه 66
تشکل : مرحله سازماندهي و آگاهي بخشي »................ صفحه
67
هجرت...................................................................................
صفحه 69
نيايشهاي
قرآن.....................................................................
صفحه 73
2 – تسليح مرحله دفاع و مبارزه مسلحانه.....................
صفحه 74
ريشه ترور در
اسلام............................................................
صفحه 75
پيمانهاي پيامبر اسلام با راهزنان
عرب............................ صفحه 77
اولين غزوه ( هجوم نظامي )
............................................. صفحه 79
امت واحد = حزب
واحد.........................................................
صفحه 79
پيامبر اسلام و آئيننامه
اسرا............................................. صفحه 80
مشاوران ايراني ، رمي و حبشي پيامبر اسلام............... صفحه
81
3- تحرير پيامبر اسلام مدينه فاضله را ميسازد............
صفحه83
شاه عبدالله بن ابي و رسالت پيامبر
اسلام...................... صفحه83
قانون اساسي پيامبر
اسلام.............................................. صفحه 84
معراج پيامبر
اسلام............................................................
صفحه 85
پيمان
حديبيه......................................................................
صفحه 86
نرمش پيامبر اسلام در برابر
قريش............................... صفحه87
اردوئي خارج از مدينه براي
راهزني............................... صفحه88
فتح
مکه................................................................................
صفحه88
فتح مکه پايان روزه
گيري................................................ صفحه 90
فتح مکه پايان کينه هاي قبائلي!
.................................... صفحه 91
کعبه و مشکي
شراب..........................................................
صفحه 92
مسلمانان
شرطي................................................................
صفحه 93
فرق ميان امام و
خليفه.......................................................
صفحه 94
پيامبر اسلام پيش از مرگش تنهاي تنها بود...................
صفحه 95
دو نکته قابل تامل
پيامبر اسلام و
عشقهايش..................................................
صفحه 98
خاتميت نبوت آغاز
خردگرائي........................................ صفحه 100
اعتبار قانونگذاري قرآن براي
امروز؟........................... صفحه 102
آيه واژه اي
پارسي........................................................
صفحه 103
پانويسها
..........................................................................
صفحه 105
سخن آغازين
بنام خداوند
آگاهي، آزادي و خرد گرائي
با نگاهي عميق به تمامي
فرهنگها و تمدنهائي که به دست بشر بر روي کره زمين آفريده شده
است، آنچه بيش از همه چيز پژوهشگر را به خويش ميکشاند، يکسوئي
و يکنواختي بنيادي اسطوره هاي تاريخي است که اين يکسوئي و
يکنواختي، تمامي فرهنگها و تمدنها را بطور مرموزي به هم پيوند
ميدهد و گويي همه شاخسارها و گلهاي روئيده از يک درخت و
برخاسته از يک ريشه اند.
« ايران » « مصر »
و « يونان » از کهنترين کشورهائي هستند که نقش مهمي در تمدن
سازيها، فرهنگها و انديشه هاي جهان داشته اند و تاريخ جهاني
نخست با « امپراطوري پارسيان » تحقق پيدا ميکند.( 1)
حتي « رياضيات
فيثاغورث » و فلسفه يوناني بي نشات از « پارسيان » نيست. «
اردمن » در زمينه نفوذ مفاهيم پارسي در فلسفه يونان باستان
ميگويد: « هراک ليتوس » اين نيرو را تخم همه رويدادها و ميزان
نظام عالم ميخواند ، اين امر که آن « نيرو شعله » شمرده شده
است زاده نفوذ مغان ايران است.
از سوي ديگر «
هراک ليتوس »، « آپولون » و « ديونوسوس » را در جنب زيوس قرار
ميدهد و آن دو را جنبه هاي دو گانه زيوس که همان آتش اولي است
ميشمارد البته اين کار او مستلزم تصرفي در اساطير بوده است . (
2 )
و. لاسالLASSALE
زردشت
را پيشاهنگ هگل ميخواند و از سوئي انديشه پارسي بي تاثير در
فيثاغورث نبوده است. فيثاغورث عددهاي فرد را برتر از عددهاي
زوج محسوب داشته و گلاديشGLADICSH
در مقايسه
مذهب فيثاغورثي با معتقدات چيني اين نکته را مورد تاکيد قرار
داده است.
از اين گذشته
فيثاغورث در بيان تضادها، از تضاد نور و ظلمت و تضاد خير و شر
نيز نام برده است و اين امر بسياري از محققان پيشين و کنوني را
برانگيخته است که آن مفاهيم را مرهون آئين زردشت دانند.( 3 )
فيثاغورث شاگرد
زردشت
سهروردي نيز
فيثاغورث را شاگرد زردشت دانسته است و اگر چه اين مساله که
فيثاغورث حکيم يوناني به ايران مسافرت کرده باشد و با افکار و
فلسفه ايراني آشنائي حاصل نموده باشد مورد شک و ترديد است لاکن
دلايلي هم وجود ندارد که بکلي عاري از حقيقت باشد و شايد از
همين جهت باشد که اخوان الصفاء به فلسفه فيثاغورثيان توجه کامل
کرده اند و آنرا بناي کار خود قرار داده اند! در سفرنامه
فيثاغورث ظاهراً راجع به مذاکراتش با زردشت مطالبي آمده و وي
اهميتي بسزا براي آراء و افکار زردشت قائل بوده است نظر وي در
باب آتش و اهميتي که براي آتش مرکزي قائل است بعيد نيست از
همين راه گرفته شده باشد...
گويند افلاطون
زردشت را ستايش کرده و از فلسفه او آگاهي داشته است ارباب
انواع افلاطون با خدايان و ارباب انواع ايران قديم سخت شباهت
دارد . ( 4 )
در پي اسلام نيز،
پارسيان در پاسداري از انديشه اسلامي ( که آميزشي از تفکرات
کهن ايراني با پوششي اسلامي بود ) نقش ويژه و قابل توجهي داشته
اند و تمامي حرکتهاي انقلابي پارسيان که بر عليه استعمار و
استبداد گران عرب بوده است نشات يافته از فرهنگ و تمدن کهن
ايران در قالب انديشه انقلابي جديد ( اسلام ) بوده است که با
اجتهاد (نوپردازي در انديشه) هر زمان توانسته اند نبرد حماسي
تاريخي خويش را سازمان بخشيده و دنبال کنند و بي شک امام علي
و فرزندانش بهترين پناهگاه براي پايداري و مقاومت پارسيان بوده
اند که در اين ستيز انقلابي علماي اجتهاد گر که پيشتازان
نبردهاي آزادي آگاهيبخش بوده اند، توانسته اند در هر زمان در
فراخور حال مردم آتش انقلاب را شعله ور کنند بدين رو نام امام
علي همواره اصلي ترين پشتوانه و بهانه آنها بوده است و حتي
شايد بسياري از مواقع پارسيان اسلامي علوي تر از امام علي نيز
بوده اند.
امام علي
هوادار سه خليفه؟
مثلاً امام علي در
پي به قدرت رسيدن ابوبکر و پس از او عمر و عثمان هر چند خود را
شايان حاکميت از ديگران ميشناسد اما هرگز بر خلاف راي مردم
عملي انجام نميدهد و حتي بهترين مشاور سياسي عقيدتي خلفا است و
دوبار جان عمر را نجات ميدهد و هنگام شورش مردم بر عليه عثمان
نيز صميمانه از او حمايت ميکند.( 5 )
امام علي حتي سه
تن از فرزندانش را به اسامي خلفا مينآمد: وي پس از فاطمه، ام
البنين دختر حزام را به زني گرفت. عباس و جعفر عبدالله و عثمان
را براي وي آورد که با امام حسين در کربلا کشته شدند...
و ليلي دختر مسعود
بن خالد را به زني گرفت. عبيدالله و ابوبکر را براي وي آورد که
به گفته هشام بن محمد در طف با حسين کشته شدند.
و هم امام علي از
صهبا ام حبيب دختر بجير بن عبد که از جمله اسيران خالد بن وليد
در اثناي حمله به عين التمر بود، عمر و رقيه را آورد. عمر
چندان بزيست که به سن هشتاد و پنج سالگي رسيد و يک نيمه ميراث
امام علي از آن وي شد و به ينبع در گذشت.( 6 )
همانطور که
دريافتيم امام علي حتي فرزنداني بنام خلفا دارد ! اما در ميان
شيعيان پارسي نه اينکه نام فرزند را از سه خليفه انتخاب
نميکنند! بلکه همواره خلفا مورد شتم و ناسزا نيز قرار ميگيرند
خصوصاً عمر کسيکه دوبار توسط امام علي از مرگ جسته است و امام
علي درباره اش ميگويد که : او ( عمر ) مردي امين و نيرومند
است. ( 7 )
اما در ايران
آنگونه با او برخورد ميشود و پارسيان در شب قتلش عمر سوزان و
جشن و سرور برپا ميکنند.
عمر به دست ايراني
و با برنامه ريزي پارسيان اسير تازيان کشته ميشود. ابومنصور
گويد : شنيدم که قماذيان ( فرزند هرمزان ايراني زاده ) در باره
کشته شدن پدرش ميگفت: عجمان (پارسيان) مدينه با همديگر انس
داشته اند فيروز ( قاتل عمر ) بر پدرم گذشت و خنجري همراه داشت
که دو سر داشت و پدرم آن را بدست گرفت و گفت: در اين ديار با
اين چه ميکني؟ گفت : کسان را ميرانم ويکي او را بديد و چون عمر
ضربت خورد گفت : اين را بدست هرمزان ديدم که بدست فيروز داد.(
8 )
در تاريخ با نگرشي
اصولي و محققانه و جستجوئي واقعگرايانه در مييابيم که کينه
پارسيان به خلفا خصوصاً عمر از حب امام علي نيست بلکه تنها
بدين خاطر است که ايران در زمان عمر مورد هجوم مسلمين واقع
گرديده است و در آن زمان بود که بسياري از پارسيان به اسارت
اعراب در آمدند و بدينسان روشنفکران مسلمان ايراني که چاره
اي ميجسته اند تا ستيز ناسيوناليستي خويش را بر عليه بيگانه و
براي آزادي و استقلال ايران اسلامي هر چه ميتوانند مردمي تر
کنند فرهنگساز و محرک مردم بوده اند و همه اينها در پناه تشيع
علوي بوده است .
باري ما در اين
نوشته مروري بر انديشه و فرهنگ پارسيان از آغاز ورود آريائيان
به فلات ايران خواهيم داشت تا انقلاب پيامبر اسلام و پژوهشي
نوين ارائه خواهيم نمود، از پيدايش اسلام و شخصيت پيامبر آن و
در پي آن ( در کتابي ديگر ) تمامي نهضتهاي آزاديبخش ايراني (
علوي ) را که ستيز بي امان پارسيان براي آزادي و استقلال بوده
است را شرح خواهيم داد.
اين سلسله از
مطالب پشتوانه فکري ما را به عنوان پيامبرسانان انديشه اجتهادي
خرد گراي ملي ايران در تاريخ نيز خواهد شناساند و به ما کمک
خواهد نمود تا شيوه هاي دستيابي به جامعه خردگراي اسلامي را
نيز بهتر بررسي کنيم زيرا که اسلام ايراني نه اسلام امويان و
عبآسيان است و نه اسلام ابومسلمها و خواجه نظام الملکها است و
نه اسلام سنت گراي سلطنتي فقاهتي بلکه اسلام ايراني انديشه خرد
گراي اجتهادي است که کهکشاني رها شده در تاريخ است که خطوط سرخ
و سپيدش از ايران و انديشه انسان و خرد گرائي انقلابي و نوار
سياه و چرکين او از اسلام ملوک و روحانيون سخن ميگويد!
و در نوشته هاي
بعدي خواهيم يافت که چگونه تشيع علوي ايراني پايگاه پايداري
پارسيان بوده است در برابر هجوم فکري سياسي تازيان.
پيش از اينکه به
اصل سخن بپردازيم در اين هنگامه که چاپ پنجم اين نوشته به
بازار ميايد شايان توجه است که از تاريخ و تمدن هفت هزار ساله
ايران کوتاه سخني به ميان آوريم بويژه اينکه از مهرگان امسال
اکثر ايرانيان بر آن شده اند تا تاريخ 7027 آريائي ميترايي را
جايگزين تاريخ خورشيدي 1384 هجري خورشيدي نمايند.
درخشش ايران در
هزاره ها
و
تاريخ هفت هزار
ساله ايران
سالنامه هاي
جهان
بزرگترين و
قويترين ادياني که امروز مردم جهان را بخود مشغول نموده است،
اديان ابراهيمي و بگفته اي پيامبران از نسل آدم ميباشند. اسلام
و مسيحيت و يهوديت ادياني هستند که از يک جايگاه، يک منشاء و
يک مرکز برخواسته اند و هر کدام از اينها تاريخي براي خود
دارند.
- تاريخ اسلام که
به تقليد از تاريخگذاري پارسيان در زمان خلافت عمر به ثبت
رسيده است اکنون سال 1426 ميباشد. اين تاريخ از هنگامه هجرت
پيامبر اسلام از مکه بسوي مدينه در نظر گرفته شده است که بر
اساس ماه تنظيم گرديده و به عنوان هجري قمري مشهور است .
- سالنامه هجري
قمري بعلت متغير بودن ماهها فقط يک تاريخ سمبليک براي مسلمانان
است و هيچ کشور اسلامي تاريخ سياسي، اداري خود را بر مبناي آن
تنظيم نکرده و نميکند. بجز ايران که سالنامه خويش را با هجرت
پيامبر اسلام تطبيق داده است و بجاي ماه بر اساس خورشيد آنرا
تنظيم نموده است و با نوروز و بهار آغاز ميشود.
- بخش وسيع و
گسترده ديگري از ساکنان کره زمين تاريخ ميلادي را استفاده
ميکنند که ازهنگامه ميلاد عيسي مسيح تا به امروز سال 2005 مي
شود.
- سالنامه يهوديان
از هنگامه زندگي و يا ميلاد آدم تعيين شده است اين سالنامه
ازسپتامبر امسال وارد 5766 شده است.
- تاريخ
فراماسونري نيز که نشات يافته از سالنامه يهوديان است با سه
هزار سال اختلاف پيش از تولد مسيح سال 5005 ميباشد.
آدم و فرزندانش
از سوئي بايد در
نظر داشت که اديان ياد شده پيدايش حيات خود را از آغاز زندگي
آدم ميدانند آنهم نه اينکه زندگي متمدن، بلکه زندگي کلي بشر که
در حالت توحش ميزيسته است.
اما چرا زندگي
وحشي؟ بدليل اينکه نشانه هائي که در قرآن تورات و انجيل در
باره زندگي آدم و حوا به چشم ميخورد بيانگر توحش اين بشر اوليه
است. اين بشر که آدم نام دارد:
-
عريان زندگي ميکند.
-
از
گياهان و ميوه هاي درختي استفاده ميکند.
-
هنوز آتش را نميشناسد.
-
همخوابگي زن و مرد و توليد مثل را نميشناسد.
-
پس
از شناخت همخوابگي زن و مرد و داراي فرزند شدن، فرزندانشان با
هم همخوابه ميشوند و ...
نشانه توحش آدم
حتي قرنها پس از او نيز در صحراي سينا و دشت بين النهرين ادامه
دارد.
فرزندان آدم براي
هر نسلي رئيس قبيله اي داشتند که او را پيامبر برگزيده از سوي
خدا ميخوانده اند اين روساي قبيله هر اشتباه و خلافي که مرتکب
ميشده اند را به حساب خداوند ميگذاشته اند.
بدون هيچگونه
استثنائي هر يک از اين روساي قبيله خلافکاريهاي بزرگي مرتکب
شده اند که اين خلافها در قرآن انجيل و تورات آمده است.
چنانچه در کتب
ديني آمده است بزرگترين خلافکاري آدم عدم اطاعت او از خدا بوده
است و استفاده از ميوه |